سه خصوصیت اساسی کریستال ها

سه خصوصیت اساسی کریستال ها
1. انرژی را با ظرافت متراکم می کنند
2. قابل برنامه ریزی هستند
3. چاکراها را فعال می کنند

تراکم انرژی با ظرافت

کریستال می تواند انرژی های ظریف را جذب و ذخیره کندف از خود ساطع سازد و متمرکز نماید. بنابراین از یک لحاظ درست مانند یک باطری قابل شارژ است که می تواند انرژی الکتریکی را جذب، ذخیره و سپس آزاد سازد.

قابلیت برنامه ریزی

اگر یک روش بین به یک کریستال نگاه کند، جرقه های کوچکی از نور را در داخل آن می بیند. این جرقه ها یا نقاط نورانی ورقه های آگاهی هستند. این یک شکل بسیار اساسی از آگاهی است. کریستالهای مصنوعی میزان آگاهی بسیار کمی دارند در نتیجه در مقایسه با کریستالهای طبیعی بسیار پست هستند.
کریستال از خود اراده ای ندارد. بنابراین بدون مقاومت از دستورها پیروی می کند. اگر بگوئید انرژی پرانائی را جذب کرده انرژی را جذب کرده و اگر بگویید «انرژی ساطع کن» انرژی را از خود خارج می کند.
انسانها و حیوانات دارای قدرت اراده و آگاهی هستند. به همین دلیل ممکن است از دستورهای شما پیروی کرده یا اطاعت نکنند. اگر از آنها بخواهید کاری را انجام دهند می توانند مقاومت نمایند. حتی گیاهان نیز آگاهی دارند. زمانی که شخصی با یک گیاه صحبت کند، گیاه سریعتر و سالم تر رشد می کند. آنها نیز از قدرت اراده بهره مند هستند اما به میزان کمتر.
همانطور که پیش از این گفتیم کریستالها قدرت اراده ندارند، بنابراین از آنچه که به آنها بگویید تبعیت می کنند. هنگام برنامه ریزی یک کریستال، بیش از حد به آن دستور ندهید یا انجام کارهای خیلی پیچیده نخواهید.

فعال کردن چاکراها

کریستال قدرت فعال کردن چاکراها را دارد. منظور این است زمانی که یک کریستال را مستقیما روی یک چاکرا قرار می دهیم، چاکرا فعال می شود. اگر از یک فرد روشن بین بخواهید به چاکرای مورد نظر نگاه کند می بیند که آن چاکرا بزرگتر شده و انرژی بیشتری دارد و سریعتر می چرخد. کریستال نه تنها چاکرائی را که روی آن قرار گرفته بلکه چاکراهای دیگر را نیز فعال می سازد بخصوص چاکراهای پایینی را.
انجام آزمایش زیر را پیشنهاد می کنیم:
* یک فرد را به عنوان سوژه انتخاب کنید ترجیحا سالم باشد.
* برای مدت چند دقیقه دستهایتان را حساس نمایید.
* تمام چاکراهای اصلی از تاج تا چاکرای قاعده ای ریشه ای را بررسی کنید.
* یک قطعه کریستال روشن بزرگ را به روی دست سوژه قرار دهید. اگر قطعه کریستال نوک تیز است، انتهای تیز آن را به سوی بدن سوژه تنظیم نمایید.
* مجددا تمام چاکراهای اصلی را از چاکرای تاج تا چاکرای قاعده ای بررسی کنید. به تغییر اندازه چاکراها دقت نمایید.
* هاله درونی را دوباره بررسی کنید. به تغییر اندازه هاله درونی توجه نمایید.
به این ترتیب متوجه تغییرات زیر خواهید شد:
* تمام چاکراهای اصلی بزرگتر یا فعالتر شده اند.
* چاکراهای پایینی بزرگتر یا فعالتر از چاکراهای بالائی هستند.
* هاله درونی بزرگتر شده است.
* قسمت پایین هاله درونی بزرگتر از قسمت بالای آن است.
اگر چه کریستالها اثر فعال کننده بر چاکراها دارند و هاله ها را قویتر و بزرگتر می کنند، اما متاسفانه چاکراهای پایینی را بیش از چاکراهای بالایی فعال می نمایند. توجه داشته باشید که چاکراهای پایینی نسبت به چاکراهای بالا بزرگتر می باشند. این بدین معنی است که بیماران مبتلا به ناراحتیهای قلبی، فشار خون یا سرطان ترجیحا نباید بر روی بدن یا در اتاقشان کریستال داشته باشند.

اسیلاتور کریستالی چیست؟

اسیلاتور کریستالی چیست؟
 

یک اسیلاتور کریستالی مداری الکترونیکی است که از رزونانس مکانیکی یک کریستال در حال لرزش پیزوالکتریکی بهره می برد تا سیگنال الکتریکی با فرکانس بسیار دقیقی بوجود . . .



یک اسیلاتور کریستالی مداری الکترونیکی است که از رزونانس مکانیکی یک کریستال در حال لرزش پیزوالکتریکی بهره می برد تا سیگنال الکتریکی با فرکانس بسیار دقیقی بوجود آورد. این فرکانس معمولا برای داشتن حسی از زمان (مانند در ساعت های مچی کوارتز) استفاده می شود تا سیگنال ساعتی پایدار برای مدارت مجتمع دیجیتال فراهم کند و نیز فرکانس ها را در فرستنده های رادیویی پایدار (Stable) کند.
استفاده از تقویت کننده و فیدبک فرم دقیقی از یک اسیلاتور الکترونیکی است. به کریستال استفاده شده در آن برخی مواقع "کریستال زمان سنجی (timing crystal)" گفته می شود. در دیاگرام های شماتیکی، گاهی کریستال را با XTAL نمایش می دهند.

 
فهرست
- کریستال های برای اهداف زمان سنجی
- کریستال ها و فرکانس
- رزونانس سری یا موازی
- فرکانس های ساختگیSpurious frequencies
- یادداشت



کریستال های برای اهداف زمان سنجی


یک کریستال 4MHz کوچک کوارتز که داخل پکیج هم اندازه ی خود (HC-49/US) واقع شده است

  یک کریستال جامدی است که در آن اجزای تشکیل دهنده، اتم ها، مولکول ها، یا یون ها در یک ترتیب منظمی بسته بندی شده اند و الگوی تکراری خود را در هر سه بعد فضایی گسترش می دهند.
تقریبا هر چیزی که از مواد الاستیک ساخته شده می تواند مانند کریستال مورد استفاده قرار گیرد، با ترنسدیوسرهای (مبدل ها) متناسب، زیرا تمامی اجسام دارای فرکانس رزونانس طبیعی لرزش هستند. برای مثال، فولاد الستیسیته بالایی دارد و سرعت صوت در آن بالاست. این اغلب در فیلترهای مکانیکی، قبل از کوارتز، استفاده می شد. فرکانس رزونانس به اندازه، شکل، الاستیسیته و سرعت صوت در آن ماده بستگی دارد. کریستال های فرکانس بالا معمولا به شکل صفحه مستطیلی ساده ای بریده می شوند. کریستال های فرکانس پایین، مثل آن هایی که در ساعت های دیجیتالی استفاده می شود، به شکل یک دیاپازون (tuning fork) بریده می شوند. برای کاربردهایی که زمان سنجی بسیار دقیقی نمی خواهند از یک رزونانس کننده سرامیکی ارزان به جای کریستال کوارتز استفاده می شود.

 وقتی که یک کریستال کوارتز به طور صحیح بریده و سوار شد، می توانیم با قرار دادن آن در یک میدان الکتریکی (اعمال ولتاژ به الکترودی نزدیک یا روی کریستال) باعث خم شدن آن شویم. این ویژگی به نام پیزوالکتریک بودن (piezoelectricity) معروف است. وقتی میدان برداشته شود، کوارتز با بازگشت به شکل اولیه اش یک میدان الکتریکی تولید می کند که این می تواند یک ولتاژ تولید کند. این رفتار کریستال کوارتز شبیه مداری متشکل از یک سلف، خازن و مقاومت (RLC Circuit) با فرکانس رزونانسی دقیق است.
 
کوارتز مزیت دیگری نیز دارد و آن کم بودن تغییرات اندازه آن با تغییرات دما است. لذا فرکانس رزونانس صفحه ی مان که به اندازه ی آن وابسته است، تغییر چندانی نمی کند. این یعنی که ساعت کوارتز، فیلتر یا اسیلاتر دقیق خواهد ماند. برای کاربردهای حساس اسیلاتور کوارتز در ظرفی که دمای آن کنترل شده است (به نام اجاق کریستال crystal oven) سوار می شود، و همچنین می تواند روی جذب کننده های ضربه shock absorbers ، که برای جلوگیری از اختلال هایی که ناشی از لرزش های مکانیکی خارجی است، قرار بگیرد.
 
کریستال های کوارتز زمان سنجی برای فرکانس های از ده ها کیلوهرتز تا ده ها مگاهرتز ساخته می شوند. سالانه بیشتر از دو میلیارد (2×109) کریستال تولید می شود. اکثر آن ها برای استفاده در ساعت های مچی، ساعت ها، و مدارات الکترونیکی هستند. هر چند، کریستال کوارتز داخل ابزارهای تست و اندازه گیری مثل شمارنده ها، سیگنال ژنراتورها و اسیلوسکوپ ها نیز پیدا می شود.

 کریستال ها و فرکانس

مدار اسیلاتور کریستالی نوسان را با گرفتن سیگنال ولتاژی از رزونانس کننده ی کوارتز، تقویت آن و فیدبک کردن آن به رزونانس کننده، نگه می دارد. سرعت خم و راست شدن کوارتز فرکانس رزونانس است و توسط برش اندازه کریستال تعیین می شود.

 یک کریستال معمول زمان سنجی از دو صفحه ی رسانا با یک برش (slice) یا دیاپازونی از کریستال کوارتز که بین آنها ساندویچ شده تشکیل شده است. هنگام راه اندازی به مدار حول کریستال سیگنال نویز اتفاقی ac اعمال می شود و کاملا بسته شانس کسر اندکی از آن در فرکانس رزونانس کریستال خواهد بود. بنابراین کریستال شروع به نوسان کردن همگام با آن سیگنال می کند. اسیلاتور سیگنال خروجی از کریستال را تقویت می کند و لذا فرکانس کریستال محکم تر می شود و سرانجام خروجی غالب اسیلاتور را شامل می شود. فرکانس طبیعی در مدار و در کریستال کوارتز تمام فرکانس های ناخواسته را فیلتر می کند.
 
یکی از مهمترین خصوصیات اسیلاتورهای کریستالی کوارتز این است که نویز در فاز بسیار کمی نشان می دهند. به زبانی دیگر سیگنال تولیدی آن ها یک تون خالص (pure tone) است. این آن ها را در مخابرات پر کاربرد می کند، جایی که سیگنال های پایدار مورد نیاز هستند. و همچنین در وسایل علمی که مرجع دقیق زمانی مورد نیاز است.
فرکانس خروجی یک اسیلاتور کوارتز یا فرکانس اصلی رزونانس آن یا یک ضریبی از فرکانس رزونانس آن به نام فرکانس اور تون (overtone) است.

  Q (ضریب کیفیت) معمول برای یک اسیلاتور کوارتز بین 10^4 تا 10^6 تغییر می کند. Q ماکزیمم برای یک اسیلاتور کوارتز بسیار پایدار می تواند به اینگونه تقریب زده شود که f فرکانس رزونانس به MHz است: Q = 1.6 × 107/f
تغییرات محیطی دما، رطوبت، فشار و لرزش می تواند فرکانس رزونانس یک کریستال کوارتز را تغییر دهد اما طراحی های گوناگونی وجود دارند که این اثرهای محیطی را کاهش می دهند. این ها شامل TCXO، MCXO و OCXO هستند مه در یادداشت توضیح داده شده اند. این طرح ها (به ویژه OCXO) وسایلی با پایداری کوتاه مدت عالی ایجاد می کنند. محدودیت هایی که در پایداری کوتاه مدت وجود دارد عمدتا به دلیل نویز اجزای الکترونیکی در مدار اسیلاتور است. پایداری بلند مدت با پیری کریستال محدود می شود.

به دلیل پیری و فاکتورهای محیطی چون دما و لرزش، نگه داشتن فرکانس آنها درون یک از 10^-10 فرکانس نامی آن ها، حتی برای بهترین اسیلاتورهای کوارتز، بدون تنظیم مستمر بسیار سخت خواهد بود. به همین علت اسیلاتورهای اتمی (atomic oscillators) برای کاربردهایی که نیاز به پایداری و دقت بهتری دارند استفاده می شوند.
اگر چه کریستال ها می توانند برای هر فرکانس رزونانسی ساخته شوند، به دلیل محدودیت های فنی، در عمل مهندسان مدار اسیلاتور کریستالی در حوالی فرکانس های استاندارد کمی طراحی می کنند مانند 10MHz، 20MHz و 40MHz. استفاده از مدار های مقسم فرکانس، چند برابر کننده ی فرکانس و phase locked loop برای سنتز کردن (ساختن) هر فرکانس دلخواه از فرکانس مرجع امکان پذیر است.

 مراقب باشید و تنها از یک اسیلاتور کریستالی در طراحی مدارات خود استفاده کنید تا از وقوع نمونه های ظریفی از خطاهای خودپایداری در الکترونیک (metastability in electronics) جلوگیری کنید. اگر این ممکن نیست تعداد کریستال اسیلاتورهای مجزا (PLLها) و دامنه های ساعتی متحد با آن های بایستی به شدت کم شوند با تکنیک هایی چون نصف کردن کلاک (Clock) موجود به جای استفاده از یک منبع جدید کریستالی. هر منبع مجزای کریستالی باید دقیقا توجیه شود زیرا هر کدام حالت های خطای محتمل غیر قابل رفعی را به علت برهم کنش چند کریستالی در وسیله، ایجاد می کنند

تقویت کننده RF:

تقویت کننده RF:
از نظر ساخت یک تقویت کننده را می توان به دو گروه تقسیم کرد:
1
) تقویت کننده های تزانزیستوری
2) تقویت کننده های با استفاده از IC

1) تقویت کننده های تزانزیستوری :
بهره مدار تقویت کننده ترانزیستوری با استفاده از فرمول امیتر مشترک قابل محاسبه است. در واقع مدار همان مدار امیتر مشترک می باشد که به جای مقاومت کلکتور از یک مدار تیون استفاده شده است. علت بکار بردن مدار تیون برای تقویت یک فرکانس خاص که همان فرکانس تشدید شده است بوده و در واقع فرکانس کار این تقویت کننده همان فرکانس کار مدار تیون آن میباشد.
Av=h* Fc*Rc/Hie+Reامیتر مشترک (Rc مقاومت دیده شده در کلکتور) (Re مقاومت دیده شده در امیتر)
مقاومت معادل مدار تیون در فرکانس تشدید بی نهایت است. البته بشرطی که سلف و خازن مدار تیون ایده آل باشد و با توجه به اینکه در تقویت کنده امیتر مشترک بهره با مقاومت کلکتور رابطه مستقیم دارد پس بهره نیز در مدار باید بینهایت شود.

مدار تیون

مدار تیون

اگر پهنای باند از 5KHZ تا 20KHZ باشد برای گیرنده رادیویی بسیار خوب است . پهنای باند نباید کمتر از 5KHZ باشد چون اگر کمتر باشد نمی توانیم امواج صوتی (صحبت ) را بشنویم ، اما در عمل درست کردن یک مدار تیون با پهنای باند کم کار بسیار مشکلی است.

اگر پهنای باند زیاد باشد ممکن است همزمان دو ایستگاه را دریافت و از فیلتر عبور دهیم که نتیجه آن شنیدن صدای هر دو ایستگاه از بلندگو می باشد .

اگر بخواهیم از مدار تیون ، یک مدار تیون متغیر بسازیم می توان سلف یا خازن را از نوع متغیر انتخاب کرد.
برای متغیر کردن سلف داخل ان یک هسته قرار می دهیم و با حرکت هسته آنرا تغییر می دهیم.

در طراحی مدار تیون سعی می کنیم که حدود زیر را برای انتخاب مقادیر رعایت کنیم.
50pf >C> 300nf و 1MH > L > 10 MH
خازنها نباید زا نوع الکترولیتی (شیمیایی ) باشند.

اگر بخواهیم بطور عملی یک سلف بسازیم بر روی یک استوانه با شعاع n ، r دور سیم لاکی را می پیچانیم و با فرض اینکه سیم پیچ را کاملا فشرده و در کنار هم پیچانده باشیم و طول این سیم پیچ L باشد.
در صورتیکه در کویل (coil) بوجود امده یک هسته فریت جایگزاری کنیم اندوکتانس سلف 2 تا 5 برابر افزایش خواهد یافت.

برای پیدا کردن فرکانس تشدید مدار تیون، آنرا بوسیله یک مقاومت به سیگنال ژنراتور وصل می کنیم. ولتاژهای Vo و Vi را روی اسیلواسکوپ مشاهده می کنیم . فرکانس منبع یا سیگنال ژنراتور را روی فرکانس تشدید (بدست امده از تئوری) تنظیم می کنیم. پس با تغییر جزئی فرکانس سیگنال ژنراتور حداکثر دامنه Vo را بدست می اوریم . فرکانس تشدید واقعی فرکانسی است که بیشترین دامنه را در خروجی ایجاد می کد.
اگر بخواهیم مدار تیون را روی فرکانس خاصی تنظیم کنیم باید L یا C را از نوع متغیر انتخاب کنیم و با تغییر آن حداکثر دامنه خروجی را برای فرکانس تشدید مورد نظر بدست آورد.

کویل مخابراتی یا کویل RF یا RFC

یک سیم پیچ با اندوکتانس بسیار بالا می باشد. که در فرکانسهای مخابراتی یا RF می توان آنرا اتصال کوتاه فرض کرد.

تقویت کننده صوتی (Audio AMP) آشکار ساز دمولاتور (Dector & dermodulator) تقویت کننده رادیویی ( RF AMP)

حال به شرح مختصری از هر کدام پرداخته بعد بطور مفصل راجع به موضوع صحبت خواهد شد .

1) آنتن : امواج الکترو مغناطیسی (رادیویی یا RF) در فضا توسط آنتن تبدیل به سیگنال الکتریکی RF می شود. مهمترین اصل در دریافت امواج بکار بردن یک آنتن با شکل هندسی مناسب و در مکان مناسب می باشد .

2) مدار تیون: مدار تیون در واقع یک فیلتر میانگذر می باشد که با کمک آن می توانیم یک ایستگاه رادیویی خاصی را انتخاب و صدای ایستگاه را شنید . (مدار تیون یا فیلتر میان گذر یا مدار LC)

3) تقویت کننده رادیویی: تقویت کننده RF مداری است که ورودی ان یک موج با فرکانس رادیویی (F < 455khz) می باشد و وظیفه آن تقویت دامنه ولتاژ یا جریان موج ورودی است . هرچقدر فرکانس بیشتر شود بدست اوردن بهره بالا مشکل تر میشود .

4) آشکار ساز : عکس عمل مدولاسیون را انجام می دهد. یعنی موج پیام را از موج AM با FM جدا می کنند.

5) تقویت کنده صوتی: پس از آشکار سازی سیگنال پیام برای شنیدن آن نیاز به تقویت توان سیگنال میباشد زیرا فقط سیگنالهای با قدرت کافی توانایی پخش در بلنگو را خواهند داشت.

Touchscreen technologies in phones

touchscreen_technology_02.jpg

1-صفحه نمایش های لمسی مقاومتی: این روش ساخت که با نام صفحات فشاری نیز شناخته می شوند گسترده ترین نوع صفحات لمسی هستند که از تکنولوژِی ساخت ساده تر و در نتیجه ارزان تری نسبت به رقبا برخوردار بوده و بیش از همه در نمونه های مبتنی بر ویندوز موبایل  دیده می شود.

 

touchscreen_technology_03.jpg

 

 تکنولوژی ساخت این گونه صفحه نمایش ها شامل سه روش می شود که عبارتند از نمونه های چهار سیمه، پنج سیمه و هشت سیمه که نمونه 5 سیمه آن از دیگر موارد کاربرد بیشتر و گسترده تری دارد در این روش گذشته از لایه های حفاظتی و خش گیر صفحه نمایش، از سه لایه مختلف برای اجرای عملیات استفاده می شود بطوریکه دو لایه حاوی جریان الکتریکی یکی در رو و دیگری در زیر جای گرفته است و در میان این دو نیز لایه اضافه دیگری دیده می شود که بروی این لایه میانی قطعات پلاستیکی نقطه نقطه ای در فواصل معین جای گرفته اند که مانع از تماس دو لایه روئی و زیری در مواقعی که تماسی صورت نگرفته است می شوند اما در هنگام لمس شدن صفحه نمایش بعلت فشار وارده بر صفحات دو لایه روئی و زیرین بهم می چسبند که با چسبیدن این دولایه به یکدیگر، بعلت باردار بودن هر دو لایه، مداری الکتریکی بسته می شود که با محاسبه میزان بار الکتریکی جریان یافته بین صفحات به راحتی می توان محل دقیق تماس را در آن بدست آورد. این روش ساده و موثر اما در عین حال چند مشکل کوچک و بزرگ نیز دارد که از آن میان می توان به عدم امکان لمس چندین نقطه در یک زمان، کاهش نور ارسالی صفحه نمایش به 85 درصد میزان واقعی و خش پذیری سریع آن اشاره کرد. سادگی، کاهش هزینه ها و امکان فشردن صفحه نمایش با هر وسیله دلخواه از نقاط قوت این فناوری هستند. این صفحات در برابر آب و گرد و خاک مقاوم بوده و عمر مفیدی در حدود 35 میلیون کلیک دارند

 

touchscreen_technology_04.jpg

 

2-صفحه نمایش های خازنی یا الکترواستاتیک:  اینگونه صفحه نمایش ها  از تکنولوژی پیشرفه تر و درنتیجه کاملا گرانتری در قیاس با روش قبلی برخوردارند که بر این اساس نشان آنها را تنها در نمونه های گرانقیمت بازار می توان پیدا کرد. در مجموع تاکنون دو روش مختلف در ساخت این فناوری ارائه شده است که شامل انواع Multi Touch و نمونه های فاقد آن می باشد  

touchscreen_technology_05.jpg

 

در ساخت اینگونه صفحات بر خلاف دسته اول تنها از یک لایه استفاده شده است که این لایه بطور کامل از مواد هادی جریان الکتریکی پوشانده شده (عمدتا اکسید ایندیوم) و جریان الکتریکی مستمر و دائمی در آن برقرار می باشد و درهنگام تماس دست با این صفحه نمایش بعلت وجود بار الکتریکی در بدن انسان تغییر مشخص و مشهودی در جریان این لایه بوجود آمده و این همان نکته ای ست که برای تشخیص دقیق نقطه تماس مورد استفاده قرار می گیرد. از نقاط مثبت این فناوری می توان به امکان لمس بیش از یک تقطه در یک زمان، مقاومت در برابر خش، رطوبت و گرد و خاک، عمر بسیار طولانی (225 میلیون کلیک) و امکان عبور درصد بیشتری از نور تولید شده (در حدود 92 درصد) اشاره کرد اما در سوی مقابل مشکلات پیش روی این فناوری عبارت است از هزینه بالای تولید و اجبار در تماس مستقیم دست با صفحه نمایش (حتی بدون دستکش).

 

touchscreen_technology_06.jpg

 

3-صفحات لمسی بر پایه تکنولوژِی مادون قرمز: این تکنولوژی بعلت گرانی بیش از اندازه نسبت به سایرین بسیار کمیاب تر است و اصولا نشان آنها را تنها در اجزای لمسی همانند کلیدهای لمسی می توان پیدا کرد و تقریبا نمونه ای وجود ندارد که از این فناوری در ساخت صفحه نمایش استفاده کند. دو شیوه ساخت در این فناوری عبارتند از سنسور حرارتی و حس گر نوری که از بنیان با یکدیگر متفاوتند. در تکنولوژی حرارتی مبنای حس شدن کلیدها میزان حرارتی ست که جسم برقرار کننده تماس (مانند انگشت دست) تولید می کند که از همین ابتدا بزرگترین مشکل اینگونه کلیدها مشخص می شود بطوریکه اگر با دست سرد اینگونه کلیدها را بفشارید اتفاق خاصی نمی افتد. دومین شیوه اجرای این فناوری یعنی حس گر نوری که تنها نمونه حال حاضر آن را در محصولی تحت نام N2 از شرکت Neonode می توان پیدا کرد بر این مبنا عمل می کند که در محل تماس سنسوری قرار گرفته است که دائما در حال ارسال اشعه مادون قرمز که برای چشم انسان قابل رویت نیست بوده و بدین ترتیب با حس کردن این قسمت توسط هر شی ء دلخواه بدلیل قطع شدن ارسال موج (چیز شبیه دزدگیرهای نوری که در فیلم های پلیسی دیده می شود)، دستگاه متوجه تماس می گردد. این روش همانطور که می توانید حدس بزنید گرانترین نوع اجرای فناوری لمسی بوده و به همین علت بسیار به ندرت استفاده می شود. بزرگترین حسن این روش در عمر بالای آن (عملا بیش از هفت سال) و عدم تاثیر در روشنای صفحه نمایش است و مشکلات پیش روی آن بجز عدم امکان لمس بیش از یک نقطه در یک زمان، تاثیر پذیری و کاهش کیفیت آن در نور شدید می باشد.  

منبع انگلیسی:

http://www.phonearena.com/htmls/Article-Touchscreen-technologies-in-phones-article-a_3067.html

اصول نامگذاری ترانزیستورها

در این مقاله 3 روش استاندارد وعمده کد گذاری ترانزیستورها شرح داده می شود البته این روش ها برای کد گذاری قطعات نیمه هادی دیگر مانند دیود ها ، تریاک ها و... نیز به کار می روند.
  1. (Joint Electron Device Engineering Council (JEDEC
  2. نام گذاری ژاپنی (Japanese Industrial Standard (JIS
  3. Pro-electron


   1- (Joint Electron Device Engineering Council (JEDEC :

     فرم یا مد اصلی کد گذاری در این روش به صورت زیر است ( از چپ به راست بخوانید):

( پسوند ) ، شماره سریال ، حرف ، عدد
[digit, letter, serial number, [suffix    

      قسمت عدد: در این قسمت همیشه عددی که یکی کمتر از تعداد پایه های ترانزیستور است قرار می گیرد. یعنی برای ترانزیستورهای 3 پایه عدد 2 و اگر ترانزیستور 4 پایه ای وجود داشته باشد عدد 3. توجه داشته باشید که اعداد 4 و 5 به اپتوکوپلرها مربوط می شوند نه به ترانزیستورها. بنابراین شاید بتوان گفت که برای ترانزیستورها همیشه در این قسمت عدد 2 قرار می گیرد.

      قسمت حرف: در این قسمت همیشه حرف  "N" قرار می گیرد.

      قسمت شماره سریال: در این قسمت اعدادی از 100 تا 9999 قرار میگیرد و هیچ اطلاعاتی بجز زمان تقریبی ابداع و معرفی ترانزیستور را به ما نمی دهد. مثلا ترانزیستوری که سریال نامبرش 904 باشد زودتر از ترانزیستوری که سریال نامبرش 2221 است ، ساخته شده است.

      قسمت پسوند: این قسمت اختیاری است و محدوده بهره ( بتا hfe ) ی ترانزیستور را مشخص می سازد. به این صورت که حرف A برای ترانزیستورهای با بهره کم ، حرف B برای ترانزیستورهای با بهره متوسط ، حرف C برای ترانزیستورهای با بهره بالا و اگر دراین قسمت هیچ حرفی نباشد ترانزیستور می تواند هر یک از بهره های فوق را داشته یاشد.

      مثال: 2N3819, 2N2221A, 2N904

  2 - نام گذاری ژاپنی (Japanese Industrial Standard (JIS :

      فرم یا مد اصلی کد گذاری در این روش به صورت زیر است ( از چپ به راست بخوانید):

( پسوند) ، شماره سریال ، دو حرف ، عدد
digit, two letters, serial number, [suffix]

      قسمت عدد: در اینجا نیز عددی که یکی کمتر از تعداد پایه ها است قرار می گیرد. که عموما عدد 2 است.

      قسمت دوحرفی: این دو حرف محدوده کاربرد و نوع قطعه را به صورت کدهای زیر مشخص می سازند:

SA: PNP HF transistor
SB: PNP AF transistor
SC: NPN HF transistor
SD: NPN AF transistor
SE: Diodes
SF: Thyristors
SG: Gunn devices
SH: UJT
SJ: P-channel FET/MOSFET
SK: N-channel FET/MOSFET
SM: Triac
SQ: LED
SR: Rectifier
SS: Signal diodes
ST: Avalanche diodes
SV: Varicaps
SZ: Zener diodes

       قسمت شماره سریال: این قسمت نیز همانند روش قبل می باشد و از عدد 10 شروع می شود تا 9999 .

      قسمت پسوند: این قسمت اختیاری است و هیچ گونه اطلاعاتی از قطعه به ما نمی دهد.

در این روش به این دلیل که کد ترانزیستورها با 2S شروع می شود در بعضی موارد ممکن است که این دو حذف شوند مثلا به جای اینکه روی ترانزیستور نوشته شده باشد 2SC733 ، بطور خلاصه نوشته می شود C 733.

      مثال: 2SA1187, 2SB646, 2SC733

 3 - Pro-electron:

     فرم یا مد اصلی کد گذاری در این روش به صورت زیر است ( از چپ به راست بخوانید):

( پسوند ) ، شماره سریال ، (یک حرف) ، دو حرف
two letters, [letter], serial number, [suffix]

      قسمت دو حرفی: اولین حرف نوع عنصر و ماده ای که ترانزیستور از آن ساخته شده است را مشخص می سازد:

A = Ge         (ژرمانیوم)
B = Si           (سیلیکون)   
C = GaAs     (گالیم آرسنیک)
R = compound materials  (عناصر مرکب)

 با توجه به این حروف کاملا واضح است که  کد  اکثر ترانزیستورها و قطعات نیمه هادی دیگردر این روش با حرف B شروع می شود.

دومین حرف کاربرد قطعه را نشان می دهد:


C: transistor, AF, small signal
D: transistor, AF, power
F: transistor, HF, small signal
L: transistor, HF, power
U: transistor, power, switching
A: Diode RF
Y: Rectifier
E: Tunnel diode
Z: Zener, or voltage regulator diode
B: Variac
K: Hall effect device
N: Optocoupler
P: Radiation sensitive device
Q: Radiation producing device
R: Thyristor, Low power
T: Thyristor, Power

      قسمت حرف اختیاری: این حرف کاربرد صنعتی یا حرفه ای  تا تجاری قطعه را مشخص می سازد و یکی از حروف W,X,Y,Z می باشد.

      قسمت شماره سریال: سریال نامبر از عدد 100 شروع می شود تا 9999.

      قسمت پسوند: این قسمت درست مانند قسمت پسوند روش اول یعنی JEDEC می باشد.

      مثال: BC108A, BAW68, BF239, BFY51 , BC548


کارخانه های سازنده ترانزیستور و دیگر قطعات نیمه هادی به دلایل تجاری به ابتدای سه روش مذکور یک پیشوند اضافه می کنند که معرف کارخانه سازنده ؛ نوع بسته بندی و کاربرد قطعه است. معمول ترین این پیشوندها عبارتند از:

MJ: Motorolla power, metal case
MJE: Motorolla power, plastic case
MPS: Motorolla low power, plastic case
MRF: Motorolla HF, VHF and microwave transistor
RCA: RCA
RCS: RCS
TIP: Texas Instruments power transistor (platic case)
TIPL: TI planar power transistor
TIS: TI small signal transistor (plastic case)
ZT: Ferranti
ZTX: Ferranti

 مانند : ZTX302, TIP31A, MJE3055, TIS43

سری فوریه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییر مسیر از سري فوريه)
پرش به: ناوبری, جستجو
تبدیل فوریه
Fourier2.jpg
تبدیل فوریه پیوسته
سری فوریه
تبدیل فوریه گسسته
تبدیل فوریه گسسته‌زمان
تبدیل‌های مرتبط


سری فوریه، روشی در ریاضیات می‌باشد که به وسیله آن، هر تابع متناوبی به صورت جمعی از توابع سینوس و کسینوس می‌تواند نوشته شود. نام این قضیه به اسم ریاضیدان فرانسوی، ژوزف فوریه ثبت شده است. هدف از این کار، نمایش توابع در دامنه فرکانس می‌باشد.

محتویات

 پیش گفتار

توابع مورد استفاده در مهندسی و توابع نمایانگر سیگنال‌ها معمولاً توابعی از زمان هستند یا به عبارت دیگر توابعی که در میدان زمان تعریف شده اند. برای حل بسیاری از مسائل بهتر است که تابع در دامنه فرکانس تعریف شده باشد زیرا این دامنه ویژگی‌هایی دارد که به راحتی محاسبات می‌انجامد.
فرض کنید که تابعی به شکل زیر تعریف شده است:

x = \sum_{k=1}^N {A_k} cos({\omega_k}t+\theta_k)

که در آن N یک عدد صحیح مثبت، Ak دامنه ، ωk فرکانس و θk فاز توابع کسینوسی میباشد. قابل مشاهده است که با در دست داشتن فرکانس‌ها {\omega_1},{\omega_2} \ldots {\omega_N}، دامنه‌ها {A_1},{A_2} \ldots {A_N} و فازها {\theta_1},{\theta_2} \ldots {\theta_N} تابع یه طور کامل قابل تعریف است. توجه شود که بر این اساس گفته‌های بالا تابع مستقل از زمان قابل تعریف است..

نمایش‌های مختلف سری فوریه

 نمایش مثلثی

اگر f:\mathbb{R}\rightarrow\mathbb{C} یک تابع متناوب با دوره تناوب T باشد (یا به عبارتی: ‎f(t + T) = f(t)‎) آنگاه این تابع را می‌توان به صورت زیر نوشت:


f(t) = {a_0}+\sum_{n=1}^{\infty}[ a_n \cos(\omega_n t) + b_n \sin(\omega_n t)]

که در آن ωn هارمونیک nام سری فوریه به رادیان بوده و ضرایب an، a0 و bn را می‌توان از فرمول‌های اولر بدست آورد.
فوریه بر این باور بود که هرگونه تابع متناوب را می‌توان به صورت جمعی از توابع سینوسی نوشت. این مطلب درست نمیباشد. شرایط لازم برای هر تابع متناوب برای اینکه به صورت سری فوریه نوشته شود به صورت زیر است:

  1. تابع در هر دورهٔ تناوبی انتگرال‌ پذیر باشد:
	\int_{a}^{a + T}{\left\vert f(x) \right\vert} dx < \infty
  1. تابع فقط شمار محدودی بیشینه و کمینه دارد.
  2. تابع فقط شمار محدودی ناپیوستگی دارد.

 نمایش مختلط

سری فوریه می‌تواند به صورت زیر نیز نوشته شود:

  • f(t) = \sum_{n=-\infty}^{+\infty} c_n e^{i \omega_n t}

و در اینجا:

  • c_n = \frac{1}{T}\int_{t_1}^{t_2} f(t) e^{-i \omega_n t}\, dt .

این رابطه با کمک ‎‎فرمول اویلر قابل گسترش به صورت زیر است:

\sum_{n=-\infty}^{+\infty} c_n cos({w_n}t) + i c_n sin({w_n}t)

اگر این رابطه را به‌طور مستقیم با نمایش مثلثی مقایسه کنیم مشاهده می‌شود که cn به طریق زیر نیز قابل محاسبه است:

c_n = \frac{1}{2} (a_n-ib_n)
c_{-n} = \frac{1}{2} (a_n+ib_n)

 نمایش کسینوس-با-فاز

نمایش زیر که در واقع شکل ویژه‌ای از نمایش مثلثی می‌باشد، نمایش کسینوس-با-فاز نام دارد. از این نمایش در رسم طیف خطی ‏(به انگلیسی: ‏line spectra) استفاده می‌شود.

x = {a_0} \sum_{k=1}^N {A_k} cos({\omega_k}t+\theta_k)

نمایش مثلثی

نمایش مثلثی بالا را در نظر بگیرید. همانطور که گفته شدT دوره تناوب و ωn هارمونی nام تابع میباشد. در تبدیل فوریه سه ضریب an و bn و ضریب ثابت a0 مطرح است. ضریب‌ها با استفاده از روابط زیر قابل محاسبه هستند.

a_0 =\frac{1}{T} \int_{0}^{T} f(x) dx

a_n =\frac{2}{T} \int_{0}^{T} f(x) Cos(n{\omega}x) dx, k = 1,2,\ldots

b_n =\frac{2}{T} \int_{0}^{T} f(x) Sin(n{\omega}x) dx, k = 1,2,\ldots

بازه [π,π-] یا در کل بازه هایی که طول آنها است از مهمترین بازه هایی است که درمحاسبه ضرایب استفاده میشود. بدین ترتیب p = 2π پس ضرایب عبارتند از:


a_0 =\frac{1}{2\pi} \int_{-\pi}^{\pi} f(x) dx

a_n =\frac{1}{\pi} \int_{-\pi}^{\pi} f(x) Cos(nx) dx

 b_n =\frac{1}{\pi} \int_{-\pi}^{\pi} f(x) Sin(nx) dx

 

مدولاسیون در مهندسی عبارت است از سوار کردن سیگنال اطلاعات (سیگنال باند پایه یا پیام) بر روی سیگنال معمولاً فرکانس بالاتری (سیگنال حامل) به منظور افزایش برد سیگنال و بهره‌وری انتقال و استفاده بهتر از پهنای باند کانال. در مدولاسیون یکی از خواص سیگنال حامل (مثلاً دامنه، فرکانس، فاز یا ...) با توجه به تغییرات سیگنال پیام تغییر داده می‌شوند.

محتویات

 

ضرورت مدولاسیون

  1. از پهنای باند استفاده‌ای بهینه شود و هر پیام در کانال خاصی قرار گیرد.
  2. مسافت انتقال پیام (که در فرکانس‌های پایین کم است.) افزوده شود.

اگر کانال مخابراتی شامل فضای آزاد باشد در این صورت برای انتشار و دریافت سیگنال آنتن‌هایی مورد نیاز است طول این آنتن‌ها متناسب با طول موج سیگنال فرستاده شده‌است. بسیاری از سیگنال‌های صوتی دارای مولفه فرکانسی ۱۰۰ هرتز یا پایین تر هستند. برای ارسال این سیگنال‌ها اگر سیگنال مستقیما انتشار یابد به آنتن‌هایی با طول حدود ۳۰۰km نیاز است. اما اگر از مدولاسیون برای سوار کردن سیگنال بر روی یک فرکانس حامل مثلاً ۱۰۰Mhz استفاده کنیم در این صورت طول آنتن‌ها حدود یک متر خواهد بود.

انواع مدولاسیون :مدولاسیون انواع مختلفی دارد. همچنین مدولاسیون به انواع آنالوگ و دیجیتال هم تقسیم می‌شود. برای اشاره به مدولاسیون‌های دیجیتال بیشتر از اصطلاح کلیدزنی (Keying) استفاده می‌شود.

در مدولاسیون سیگنال فرکانس بالا (حامل) بر اساس سیگنال پیام تغییر داده می‌شود. سیگنال حامل خواص مختلفی دارد که می‌تواند بر اساس سیگنال پیام تغییر داده شوند و از این رو انواع مختلفی از مدولاسیون پدید می‌آید.

  1. مدولاسیون دامنه (AM): سطح یا دامنهٔ سیگنال حامل بر اساس تغییرات سیگنال پیام تغییر داده می‌شود.
  2. مدولاسیون فرکانس (FM): فرکانس سیگنال حامل بر اساس تغییرات سیگنال پیام تغییر داده می‌شود.
  3. مدولاسیون فاز (PM): فاز سیگنال حامل بر اساس تغییرات سیگنال پیام تغییر داده می‌شود.